سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
309
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شارح ( ره ) مىفرماين : كلمه [ تدليس ] بر وزن تفعيل مصدر از همين باب بوده و از كلمه [ دلس ] بفتح دال و لام اخذ شده و آن به معناى ظلمت است ، سپس در وجه تسميه اين خيار بنامى كه ياد شد چنين ميفرمايند : مدلّس ( تدليسكننده ) گويا امر را تاريك و تيره نموده و واقعه را به صورت مبهمى درمىآورد بحدّى كه غير واقع را بتوهّم واقع قلمداد مىكند . و از مصاديق تدليس است اگر صفتى را شرط كنند و سپس آن صفت در او فوت شده باشد چه تدليس از ناحيه بايع در مبيع بوده و چه از طرف مشترى در ثمن باشد . قوله : و منه اشتراط صفة الخ : ضمير در [ منه ] به خيار تدليس راجع است . متن : فلو شرط صفة كمال كالبكارة ، أو توهمها المشتري كمالا ذاتيا كتحمير الوجه ، و وصل الشعر فظهر الخلاف ، تخير بين الفسخ و الإمضاء بالثمن ، و لا أرش لاختصاصه بالعيب ، و الواقع ليس بعيب ، بل فوات أمر زائد . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : پس اگر هركدام از بايع و مشترى صفت كمالى را شرط نمايند همچون بكارت در كنيز يا به توهّم وجود چنين صفتى اقدام بر معامله نمايند همچون سرخ بودن گونهها در حالى كه واقعا چنين نباشد يا بواسطه وصل مويهاى مصنوعى توهم انبوه بودن يا بلند بودن گيسوان كنيز را بنمايد ولى بعدا كشف خلاف شود در